دست تو دست هم تا ته کوچه رفتیم و صحبت کردیم
حالا می فهمم چرا می گن "دیوانه باران زده " ؟
تو چشماش عشق شعله ور بود.تا حالا کسی رو اینجوری ندیده بودم.
حتـــی ...
زمان رفتن به خونه یه جدایی چند ساعته خیلی واسمون سخت بود .
بالاخره رفت تو خونه ولی من طبق معمول ته کوچه ایستادم
همون جا که یاد آور خاطرات تلخ وشیرین زیادی برام بود
یه نگاه به دیوار انداختم با خودم تصمیم گرفتم
من هم یه یادگاری روی دیوار بنویسم
روی زمین یه تیکه گچ افتاده بود
اونو برداشتم و روی دیوار نوشتم:

دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بینالمللی
"دست های کوچک دعا" است.
این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار میشود
و دعاهای بچههای دنیا را جمع آوری میکند و برگزیدگان را
به تبریز دعوت و به آنها جایزه میدهد. دعاهایی که میخوانید
از بچههای ایران است.

ادامه مطلب

خواهر روحانی در کلاس مدرسه مقابل دانش آموزان نوجوان،
ایستاده بود. او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره
در دستش بود گفت:
به دختر یا پسری که بتواند نام بزرگترین مردی را که در
این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزه می دهم.

ادامه مطلب
امـــیـد یـــعنی آرزو کـــنـیم چـــیـزی اتـــفـاق بــیفتد . .
ایـــمان یــعنی یـــقین داریـم چـــیزی اتــــفاق خـــواهـد افـــتاد
شــجـاعت یــعنی بــــاعـث شــــویـم چـــیـزی اتــــفـاق بــــیـفـتد


ادامه مطلب
برای گریستن باید از چشم اشکی ببارد ؟
برای دوست داشتن نگاه به زیبارویی لازم است ؟
زشت چهره ای با روحی زیبا قدرت عاشق کردن را ندارد ؟
برای حسرت کشیدن باید از معشوق دور می بود ؟
کنار معشوق نمی شود غم هجران کشید ؟
دزدی - صرفا ربودن پول و مال و ملک است ؟
ربودن عقل و فکر و سعادت یک نفر دزدی نیست ؟
برای خشکاندن گل ، باید آن را از بوته جدا کرد ؟
غنچه ای زیبا نمی تواند روی بوته ای بخشکد ؟
برای کشتن سلاح و خنجر لازم است ؟
گیسوها طناب دار - چشم ها سلاح - خنده ها گلوله ای نمی تواند باشد ؟؟؟
















