
دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بینالمللی
"دست های کوچک دعا" است.
این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار میشود
و دعاهای بچههای دنیا را جمع آوری میکند و برگزیدگان را
به تبریز دعوت و به آنها جایزه میدهد. دعاهایی که میخوانید
از بچههای ایران است.

آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد!
خدای مهربانم! من در سال جدید از شما میخواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی!
(فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)
خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد.
خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد!
ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم!
خدایا! کاری کن وقتی آدمها میخوان دروغ بگن یادشون بره!
خدایا! یک برادر تپل به من بده!!
دلم میخواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژلهای بزنم!
خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم!
خدایا! تمام بچههای کلاسمان زن داداش دارند از تو میخواهم مرا زن دادش دار کنی!
(رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)
خدیا! دعا میکنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند!
خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده!
خدایا! میخورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم!
خدایا! من دعا میکنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم!
من دعا میکنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند.
اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول میزنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند!
خدای مهربان! من یک جفت کفش میخواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا!
در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:
"هزاران نفر برای باریدن باران دعا میکنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمههایش سوراخ است.
[ چهارشنبه 10 آبان 1391 ] [ 17:07 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(4) ]


