

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:
نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت: بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت
نقل کنم.خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و
چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند
تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر
می دهی. اما در مورد من چی؟ من همه چیز خودم را به آنها می دهم
از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش
و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من
خوشش نمی آید. علتش چیست؟ می دانی جواب گاو چه بود؟

اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد
و میتوانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید!
باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد…
به گفته ی روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم
و به عبارت دیگر ( خود ) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم.
برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد.

ادامه مطلب
نام کتاب:
پیرزن های دیوانه این روزها در امریکا سوار اتوبوس می شوند
نویسنده: ریچارد براتیگن
مترجم: اسدالله امرایی
تعداد صفحات: 2
سایز: 287 kb



















