کلبـــــــــه تنهـــــــــــــــــایی!!!

(درانتهای نگاهت کلبه ای برای خویش خواهم ساخت تا مبادا در لحظات تنهایی ات با خود بگویی از دل برود هر آنکه از دیده برفت.)(هر گونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.)

من انسان مهمی هستم



من انسان مهمی هستم

وظیفه اصلی من این است که انتخاب های مهم انجام دهم

انتخاب بین اینکه چگونه روزی داشته باشم. امروز می توانم به دلیل بد بودن هوا تمام روز شکوه کنم یا بابت اینکه آسمان صاف و زیبا است و اتاقم پنجره ای دارد که از آن به گیاهان و درختان نگاه کنم خدا را شکر کنم.

 

امروز می توانم به دلیل نداشتن پول غمگین باشم یا به دلیل اینکه وضعیت مالی ام این امکان را به من می دهد تا برای خریدهایم عاقلانه تصمیم گیری کنم و از هدر دادن پول خودداری کنم شاد باشم.

امروز می توانم بابت سرماخوردگی جزئی که دارم تمام مدت غر بزنم یا از لحظات زندگی ام نهایت استفاده را ببرم.

امروز می توانم بایت امکاناتی که والدینم دراختیار من نگذاشته اند تاسف بخورم یا بایت اینکه مرا به دنیا آورده اند و فرصت زندگی را دراختیار دارم ازآنها قدردانی کنم.

 

امروز می توانم به خاطر خارهای گل رز گریه کنم یا بابت خارهایی که گل همراه خود دارند جشن بگیرم.

امروز می توانم به خاطر کم بودن دوستان خود غصه بخورم یا برای رقم زدن دوستی های جدید دست به کار شوم.

 

امروز می توانم برای رفتن به سرکار مویه کنم یا بابت شغلی که دارم فریاد شادمانی سر دهم.

 

امروز می توانم به خاطر اجبار درانجام کارهای خانه با ناامیدی و یاس، اعتراض کنم یا بابت اینکه خداوند سرپناهی برای روح و جسم و روانم تامین کرده احساس غرور کنم.

امروز درپیش است و درانتظار تا من آن را شکل دهم و من اینجا مجسمه سازی هستم که می خواهد دست به کار شود تاتندیسی زیبا از امروز و تمام روزهای زندگی بسازد.

چون من انسان مهمی هستم...

[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 15:07 ] [ daftare-eshgh ]

[ ارسال نظر(0) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران