
از تشنگی در حال مرگ
از شبلی پرسیدند : (( استاد تو در طریقت چه کسی بود ؟ ))
او پاسخ داد : (( یک سگ ! روزی سگی را دیدم که در کنار رودخانه ای ایستاده بود و از شدت تشنگی در حال مرگ
بود . هربار که سگ خم می شد تا از اب رودخانه بنوشد , تصویر خود را درآب می دید و می ترسید , زیرا تصور می کرد سگ دیگری نیز در رودخانه است . در نهایت پس از مدتی طولانی سگ ترس خود را کنار گذاشت و به درون رودخانه پرید .
با پریدن سگ در رودخانه تصویر او درآب نیز ناپدید شد ,
به این ترتیب سگ متوجه شد آنچه باعث ترس او شده , خودش بوده است . در واقع مانع میان او و آنچه به دنبالش بود به این شکل از میان رفت .
من نیز وقتی به درون خود فرو رفتم متوجه شدم مانع من و آنچه در جستجویش می باشم خودم هستم و با آموختن از رفتار این سگ حقیقت را دریافتم . ))

[ شنبه 06 اسفند 1390 ] [ 10:46 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(0) ]
