کلبـــــــــه تنهـــــــــــــــــایی!!!

(درانتهای نگاهت کلبه ای برای خویش خواهم ساخت تا مبادا در لحظات تنهایی ات با خود بگویی از دل برود هر آنکه از دیده برفت.)(هر گونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.)

شـــك:

شك:

روزگاري هيزم شكني زندگي مي كرد ...

روزي تبر خود را سر جاي هميشگي پيدا نكرد...

 در يك لحظه به همسايه اش شك كرد كه شايد او تبرش را دزديده است...

يك روز تمام او را زير نظر گرفت ...

تمامي حركات و رفتار و صحبت هاي او مشكوك بود...

 شكش به يقين تبديل شد...

 به خانه برگشت تبرش را پيدا كرد همسرش آن را جا به جا كرده بود...

دوباره پيش همسايه اش رفت ... او را زير نظر گرفت ...

تمامي حرف ها و رفتارهايش مثل يك آدم شريف بود...

Click here to enlarge

 


[ پنج‌شنبه 07 اردیبهشت 1391 ] [ 22:04 ] [ daftare-eshgh ]

[ ارسال نظر(2) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران