سـلامی دوبـاره...

قـــول داده ام
گـاهــی
هــر از گاهــی
فـانــــوس یـــادت را
میــان ایـن کـوچـه های
بی چـراغ و بـی چلـچله
روشـــن کنـــم.
.
خیـالت راحـت!
مـن همـان منـم؛
هنـوز هم در این شب های
بی خـواب و بی خاطـره
میان این کوچـه های تاریک
پرســه میــزنم
اما به هیچ ستارهی دیگری
سلام نخواهم کرد.



[ سهشنبه 15 فروردین 1391 ] [ 10:28 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(4) ]
