
روی آبهای مواج احسـاسم
سوار بر زورق خـــــ ـیال
پارو می زنـم
در جستجوی ساحل امن یقیـن.
وقتی به ابـرها می نگرم
باران زیبا تر از همیشه ترانه می خواند
اینجاست کـه در می یابم
عشـــق
سر پناهی گرم در باور های شاعرانه ی من است.



و باز پُــکــی دیگــــر می زند ..
شاید جایی در رابطه ی عاشقانه ی شما هم نوشته شده باشد
قـَـلــبــَم سَـنــگـیــنــی مـیــکـُنـَد!
بــه گـمــانـَـم داری روی احــســاسـَـم راه مــیــرَوی .
از این بتـرسید کـه وقتـی زنده اید
چـــیزی درون شـــما بمــــــیـرد ،
مثــل ِ حــس ِ دوســت داشتـــــن . . .
کـه از شـدت تـــــب عـرق کـرده ام
چـیـزی نـیـســـــت . . . خـواب مـی دیـدی ... !!
از دسـت بعضـی ها نبایـد نـاراحت شـد . . .
چون نه تنهــا هیچی تـو دلشـون نیسـت ،
حتی وقتی آهسته و پیوسته می رفتم
امروز فهمیدم که ریگی که در کفشت بود تورا می آزرد...
بدون اینکه دوستت داشته باشند زندگی کنی!!!
دوست دآشتن رآ بآ تمآم وجود یآدش دآدم...
و امتحآنش رآ بهــ دیگری پس دآد..
شمآ هم دآشتید از این شآگردها؟!!!!..
در نهایت متوجه می شوید که دیگر به کسی که رهایتان کرده
به یک مرده شور برای شستن اونی که تو قلبم مرده نیازمندم !!!
غمگین ترین روز زندگی ما انسانها روزیست که احساس می کنیم
با ارزشترین موجود زندگیمون میخواد به نبودنمون عادت کنه …
آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ،
غصه می خورد ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام این ها
روحش را به آتش می کشد و در انتظار بازگشت کسی که
هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود …
[ پنجشنبه 18 آبان 1391 ] [ 09:34 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(7) ]

