کلبـــــــــه تنهـــــــــــــــــایی!!!

(درانتهای نگاهت کلبه ای برای خویش خواهم ساخت تا مبادا در لحظات تنهایی ات با خود بگویی از دل برود هر آنکه از دیده برفت.)(هر گونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.)

درد دل عشـــــــــــــــــق
Click here to enlarge

جاده هاي بي كسي رو طي مي كردم آروم آروم ...

چقدر تنها بودم ...

با تنهايي بودم و آرزو برايم معنايي نداشت ...

روز و شب برايم تفاوتي نداشت و گذر عمر مرا با خود مي برد ...

هيچ كس نبود تا اين گونه عاشقانه برايش درد و دل كنم ...

هيچ كس نبود تا اين گونه زندگي را برايم معنا كند ...

هيچ كس نبود تا اين گونه عاشق و سرگردانم كند ...

هيچ كس نبود تا تنهاييم را برايش زمزمه كنم ...

تا اين كه تو آمدي !!!

آمدي و مرا از جاده هاي بي كسي و تنهايي رهايي دادي ...

حال روزها را از پي هم يكي يكي مي شمارم تا دوباره ببينمت ...

تا دوباره ديدنت رنگي باشد بر اين روزگار بي رنگم !!!

حال گذر عمر برايم شيرين است ...

چرا كه يا در كنار تو ام يا به ياد تو !

حال تو هستي تا به درد دلم گوش كني ...

تو هستي ...

تو هستي كه اين گونه زندگي برايم زيبا شده ...

جانان من ، مهربان من ، تو هستي كه اين گونه عاشق و سرگردان شده ام ...

تو هستي تا آرام آرام در گوشت زمزمه كنم تنهاييم را !!!

فقط يك كلام ديگر ؛

هستي كه هستم ...

Click here to enlarge 
 


[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 23:22 ] [ daftare-eshgh ]

[ ارسال نظر(2) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران