
داستان کوتاه رضایت از زندگی
پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد،
باز هم از زندگی خود راضی نبود؛اما خود نیز علت را نمی دانست
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد.
هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.


پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛اما خود نیز علت را نمی دانست
’ پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’ نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست،
نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد
اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما راضی نیستند.
[ سهشنبه 16 آبان 1391 ] [ 22:55 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(2) ]

