کلبـــــــــه تنهـــــــــــــــــایی!!!

(درانتهای نگاهت کلبه ای برای خویش خواهم ساخت تا مبادا در لحظات تنهایی ات با خود بگویی از دل برود هر آنکه از دیده برفت.)(هر گونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.)

خواب عشــــــــــــــــــــــق

شب از نیمه گذشته بود ،

من بودمو تنهایی ،

سکوت بود و سکوت ،

حرکت عقربه های ساعت کند شده بود ،

چند روز بیشتر از رفتنش نگذشته بود ،

رفتنش با یکی دیگه

دل بیقرار او بود اما ،

اما

عقل می گفت بر نمی گرده

بخواب. 


[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 10:52 ] [ daftare-eshgh ]

[ ارسال نظر(0) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران