درشکه ای سیاه می خواهم که یاد تو را با خود ببرد یا نه
نه یاد تو باشد مرا با خود ببرد
* * * * * * * *
بیا حواسمان را پرت کنیم مال هر کس دورتر افتاد
عاشق تر است... اول من... حواسم را بده تا پرت کنم!!!
* * * * * * * *
بوسه هایت انار را می ترکاند نفس هایت سیب را می رساند آغوشت ابر را می باراند
پاییزترینی تو...!
* * * * * * * *
مشتی آب از كف دریا بردار مشتی خاك از كویر قلبی دیگر قالب بزن و در سیــــ ــنه ام تعبیه كن
برای عشق تو " یك قلب كافی نیست !"
* * * * * * * *
هنوز فرصت هست
هنوز می شود از چشمهای بارانی دری گشود به معنای اولین خورشید و پشت حوصله عشق زندگانی كرد
* * * * * * * *
دلم دل نیست دریا نیست مرداب است که موجی هم سراغش را نمی گیرد
نه میل زیستن دارد نه می میرد
* * * * * * * *
نبودنت دلیل نداشتنت نیست؛
"حتی اگر نباشی می آفرینمت چونانکه التهاب بیابان سراب را"
* * * * * * * *
اگر زنده ماندم در دادگاه شهادت خواهم داد این لکِّ سرخ روی پیرهنم از گلوله نیست،
تو در دلم انار دانه کردهای.
* * * * * * * *
تا کی رم آهو ها را در چشمت ببینم و آه بکشم ؟
عشق جرات می خواهد عزیزم... می روم پلنگی دست و پا کنم !
* * * * * * * *
چه کاغذها که سپیدی دلشان از نام تو سیاه شد... از دل تنگی هایم از احساسم
هزاران هزار صفحه سفید کاغذ سیاه شدند کاغذها عاشق شدند ولی تو..!
* * * * * * * *
اگر تو نبودی زمین یک زیر سیگاری گلی بود جایی برای خاموش کردن بی حوصلگیها
* * * * * * * *
نقطه می گذاری انتهای خط . . . و من باز می رسم سر سطر !
تو دوباره با نقطه ای تمامم می کنی . . . و من سمج تر از هزار سطر به پایان رسیده . . .
شروع می کنم !
* * * * * * * *
راه های به تو رسیدن محدود است اما من...
به اندازه ی تمام راه های نرسیدن به قلبت، دوستت دارم!!!
* * * * * * * *
در چشم هایت جنگجویی مغول کمین کرده جرات نمی کنم دوستت نداشته باشم
* * * * * * * *
گناه کن ! با من گناه کن !
بیا برای یک بار هم که شده احساس کنم که آدمم ... سیب نشانم بده !
بهشت سهم کسانی که تو را باور نکرده اند
[ شنبه 06 اسفند 1390 ] [ 09:21 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(0) ]
