حال من دست خودم نیست / دیگه آروم نمیگیرم
دلم از کسی گرفته / که میخوام براش بمیرم . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *!
ما را که بجز توبه شکستن هنری نیست / با زاهد بی مایه شکستن ثمری نیست
برخیز جز این چاره نداری که در این حال / جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بعضیا میگن دنیا ارزشش رو نداره ! مگه میشه دنیایی که تو رو داشته باشه بی ارزش بشه !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو مانند کبوتر ها نجیبی ? تو مثل داستانهای عجیبی
گناه من چه بود که گفتی ? از این پس از نگاهم بی نصیبی . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش تو چایی بودی و من قند !
تا خودم رو فدات میکردم تا تلخی روزگار رو حس نکنی !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد میرود
این است حکایت آدم ها ، فراموشی . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت
خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه ی عمر . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باز کن ار سر گیسویم بند / پند بس کن که نمیگیرم پند
در امید عبثی دل بستن / تو بگو تا به کی آخر ، تا چند . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یارترین / سینه را ساختی ز عشقش سرشار ترین
آنکه میگفت منم بهر تو غمخوار ترین / چه دل آزارترین شد ، چه دل آزارترین . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را دوست داشتن برای من عبادت است
از تو دور بودن برای من قیامت است
آزادی عشق تو برای من حاجت است
دیدن رخ ماهت برای من زیارت است . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *!
هرز گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه
براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه
مهم اثبات وفاداری دریاست . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *!
عشق طوفانی بگذشته او ، در دلش ناله کنان میمیرد
چون غریقی است که با دست نیاز / دامن عشق تو را میگیرد . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *!
یک سبد درد ، یک گلدان مرگ ، و لباسی سفید برای جشنی بزرگ
خواه ناخواه همه دعوت میشویم . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *!
كاش میشد در غروب آفتاب ، بی صدا با سایه ها كوچید و رفت . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *!
عشق توئی عاشق منم ? دریا توئی قایق منم
اگر دزدیدند قایقت را ? غم مخور ? سارق منم !!
در کاخ مجلل خبر از عشق مجو / که سعادت همه در کلبه درویشان است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آه مکش و اشک مریز ، غصه مخور ، شب در میان است ، خدا مهربان است . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چشم ماه تو عجب جلوه گه بیداد است / خدا به روی تو سر عشق کدام استاد است
خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود / صید را زنده گرفتن هنر صیاد است . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای بشر آخر پنداری که دنیا مال توست / ورنه پنداری که عجل دنبال توست
هرچه خوردی مال مور / هر چه بردی مال گور
هر چه مانده مال وارث / هر چه کردی مال توست . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نبردی از وفا یک ذره بویی / به هر ساعت شوی مایل به سویی
فقط یک نکته میگویم قبول کن / عزیزم واقعا بی چشم و رویی !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خانه دل جای بیگانه نیست ، زود بیا تو میخوام در رو ببندم !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ممکنه ما گلی رو دیر یاد کنیم ، اما محاله عطر خوشش رو از فضای دلمون پاک کنیم . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در دفتر زندگیت برای سفید ماندن صفحه ی غصه هات همیشه دعا می کنم . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هوا داره سرد میشه ، مواظب باش کسی از سردی هوا به گرمی قلبت پناه نبره !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تنهایی آدمها یه دریا عمق داره ، ولی پر کردنش با یه لیوان محبت ممکنه . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
انسانها به هر چی زیاد نگاه می کنند شبیه همان می شوند
و حتما تو شبهای زیادی به ماه نگاه کردی !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من به خط و خبری از تو قتاعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در این سرای بی کسی ، کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما ، پرنده پر نمی زند .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست . . .
[ شنبه 06 اسفند 1390 ] [ 09:19 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(0) ]
