اخلاق
روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند...
جواب داد اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند
پس مساوی هستند با عدد یک =1
اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10
اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک می گذاریم =100
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند
پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000
ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند
و صفر هم به تنهایی هیچ نیست پس ان انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت
= = = = = = ==================================
نتیجه : اگر اخلاق نباشد انسان خدای ثروت و اصل و نسب و زیبایی هم باشد هیچ نیست ....


منشین با من، با من منشین!
تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست؟
یا نگاه تو که پر عصمت و ناز ...
بر من افتد چه عذاب و ستمی ست!
دردم این نیست ولی
دردم این ست که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم
پوپکم !
آهوک
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم!

هیچوقت در ارتباط وقایع شک نکن
اگر صبح امروز موقع خروج از منزل به فقیری کمک کردی،
اتومبیلی را که در سرما خاموش کرده بود هل دادی، به کودکی که زمین خورده بود
با مهربانی کمک کردی که بایستد و یا حتی لبخندی را به صورت نگران انسان افسردهای هدیه کردی و بعد تا غروب هزاران اتفاق خوب و فرصتهای دوستداشتنی برایت رخ داد، شک نکن که این اتفاقات خوب با آن کارهای خوبی که صبح انجام دادی و به تو احساس خوبی دادند، ارتباط دارند.
ادامه مطلب

قانون بازگشت
مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .
مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسؤل هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد.
چوپان زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند . بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کس . صدای فریادهای چوپان نیز در کوه ها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .
سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او . آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ، اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد .
"خداوند پژواک کردار ماست ."

غم رفتن یار
نوگلم چنديست تنها بي خبر
رفته اي بي چشم هاي من سفر
بي تو من در خلوت خود بارها
ميشمارم لحظه ها را تا سحر
ياد آن دوران گرم و روح بخش
مي دهد روح مرا حالي دگر
روزگاري شاد دارد اي دريغ
آنكه مي گيرد ز چشمانت ثمر
نازنين ، من خسته ام ديگر مده
وعده بر اما ، ولي ، شايد ، اگر
ميروم حرفي بزن ، كاري بكن
نازنينا با توام ، سنگي مگر !؟
من كه بيمار غمم پس از چه رو ؟
ميزني اين خسته را زخمي دگر
جست و جويم مي كني در بين جمع ؟
زير پا افتاده ام ، اينجا نگر !
يا به قلب خسته من بازگرد
يا بيا قلب مرا با خود ببر



36 روش برای جذابیت بیشتر
راه جذب دیگران دوست داشتن خویشتن است. افراد جذاب به قضاوت در مورد خود و دیگران نمی اندیشند. آنها نشانه های عشق را در میابند. در مورد عشق می اندیشند و با هر عملشان عشقشان را بیان می کنند.
( به ادامه مطلب بروید)

ادامه مطلب

هیچکس کامل نیست!!
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید: خوب چی شد؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من !!!!!!میگشتم.
ادامه مطلب

همه چی بی فایده است...
1)مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.
۲) دنبال پول دویدن بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو.
( بقیه در ادامه مطلب)
ادامه مطلب

به دلم مانده…
به دلم مانده که یک بار از سوی تو محبت ببینم
برایم آرزو شده که یک کلام عاشقانه، از سوی تو بشنوم . . .
( لطفا به ادامه مطلب بروید)
ادامه مطلب

پرواز
تنهاست.
فرورفته در افکارش. در ميان جمعيت. جمعيتي که همه شادند و خوشحال.
ولي او را با جمعيت چه کار. آزارش به کسي نرسيده بود. ولي هر کدام از افراد اين جمعيت در غيابش چه تهمت ها که به او زده بودند و قلب او را به درد آورده بودند.
(بقیه در ادامه مطلب)
ادامه مطلب







