
کوتاه ترین داستان کوتاه جهان توسط ارنست همینگوی نوشته شده :
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا نیز داستان زیر میباشد که نویسنده ی مشخصی ندارد !
(داستان کوتاه و جالب انگیز در ادامه مطلب)

ادامه مطلب

زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:
«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.»
درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»

سوالاتی که در زیر می بینید، آزمون ورودی دانشگاه ایرلند هستند. 4 سوال، هر کدام 25 امتیاز و فقط 1 دقیقه وقت ! آیا شما می توانید به این سوالات پاسخ درست دهید؟
(به ادامه مطلب بروید)
ادامه مطلب
پرمعني ترين كلمه " ما " است ... آن را به كار ببر
عميق ترين كلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه
بي رحم ترين كلمه "تنفر " است ... از بين ببرش
سركش ترين كلمه" تنفر" است ... با آن بازي نكن
ادامه مطلب

خرابکار ناشناس
آیا می دانید در نزدیکی هر یک هر یک از ما خرابکاری ناشناس وجود دارد که ما را گاهی اوقات از ادامه راه و یا هدفمان دور می کند و باعث دلسردی ما می شود.
ولی خیلی از انسانها با سن کمتر ویا بیشتر آن خرابکار ناشناس را که سایه به سایه دنبالشان می کند می شناشند. صدای قدمهای اورا خیلی زود تشخیص می دهند و اجازه نمی دهند که این خرابکار نامریی و ناشناس در زندگی آنها و شغل و تحصیل و سلامتی شان آسیب بزند.
حتماً مشتاقید که این خرابکار را بهتر بشناسید.
(بقیه در ادامه مطلب)
ادامه مطلب

داستان مرد خوشبخت
پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت:
«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».
تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند
تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،
اما هیچ یک ندانست.
تنها یکی از مردان دانا گفت : ...
(بقیه داستان زیبا و آموزنده در ادامه مطلب)

ادامه مطلب

دلم براي كسي تنگ است
كـه آفتــــاب صـداقــــت را
به ميهمـاني گل هاي بـاغ مي آورد
و گيسوان بلندش را به بادها مي داد
و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد
دلم براي كسي تنگ است
كه چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت
وشعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند
دلم براي كسي تنگ است
كه همچــــو كــودك معصـــومي
دلـــش بـراي دلـــم مي ســـوخــت
و مهــربـــاني را نثــــار مــن مي كــرد
دلم براي كسي تنگ است
كه تا شمال ترين شمال
و در جنـــــوب تــريــن جنــــوب
هميشه در همه جا آه با كه بتوان گفت
كـه بــود بـا مـــن و
پیوسته نيز بي من بود
و كار من ز فراقش فغان و شيون بود
كسي كه بي من ماند
كسي كه با من نيست
كســي .... دگــر كــــافي ســـت



رابطه روز تولد و شخصیت شما
رابطه روز تولد و شخصیت شماروان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید
فرض می کنیم که شما متولد 8 مهر 1355 هستید.مهر ماه هفتم (7) سال است پس :
2 = 1+1 = 11 = 0+7+3+1 = 1370 = 1355+7+8
شماره تولد 2 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید .
(لطفا به ادامه مطلب بروید)




ادامه مطلب

اینگونه نگاه کنید …
مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفایش نه به جمالش
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعایش
مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبیل را به کارائیش نه به مدلش
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش
درس را به استادش نه به سختیش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش
دل را به پاکیش نه به صاحبش
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش









