دست‌دادن یا مصافحه مراسمی کوتاه میان دو نفر است که شامل در دست گرفتن دستان چپ یا راست یکدیگر می‌شود که گاهی اوقات با تکان مختصری نیز همراه است، خاستگاه این عمل نامعلوم است.

دست دادن دقیقا زمانی شکل می‌گیرد که ...

(بقیه در ادامه مطلب)

Click here to enlarge Click here to enlarge Click here to enlarge Click here to enlarge Click here to enlarge



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 01 اردیبهشت 1391 | 22:03 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(4)


ده نکته مهم که طلا فروش ها به شما نمی گویند

نمی توانید انکار کنید که غیر از طلا چیز دیگری بتواند یک خانم را به وجد بیاورد. مهم ترین نکاتی که در خرید طلا برای همسرتان به دادتان می رسد را اینجا بخوانید.

 

Click here to enlargeClick here to enlarge 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 01 اردیبهشت 1391 | 09:29 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(2)


بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. (جانسون)

(داستان جالب انگیز در ادامه مطلب)

Click here to enlarge



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 01 اردیبهشت 1391 | 08:53 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(5)

خسرو و فرهاد!

نخستین بار گفتش کز کجایی؟

مبادا هم محل، هم خاک مایی؟

چرا این دختر همسایه مان را

تو کردی خواستگاری بی خبر،ها؟!

(لطفا به ادامه مطلب بروید)

Click here to enlarge



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 01 اردیبهشت 1391 | 08:32 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(1)

برگـَـــرد..
یادتـــــ ــ ـ را جا گذاشتــــ ـــ ـی..

 

نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم
که برای بُردنَش بر می گردی ..
  

 
jbaymzn47yho1y1yyw.jpg



تاريخ : پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 | 20:38 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(2)

توجه: خواندن این متن اصلا به خانم ها توصیه نمی شود!

(جالب انگیز در ادامه مطلب)



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 | 09:57 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(8)

زن هرزه

بودا به دهی سفر كرد . زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد . بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد . كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : «این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید » بودا به كدخدا گفت : « یكی از دستانت را به من بده» كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت . آنگاه بودا گفت : «حالا كف بزن» كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: « هیچ كس نمی‌تواند با یك دست كف بزند» بودا لبخندی زد و پاسخ داد : «هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند.



تاريخ : پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 | 09:43 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(1)

همسرم با صدای بلند گفت، تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟

میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

روزنامه رو به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم

(لطفا به ادامه مطلب بروید)



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 | 08:59 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(3)

به تو می اندیشم

به تو و تندی طوفان نگاهت بر من

به خود و عشق عمیقت در تن

به تو و خاطره ها

که چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم

جام قلبم که به دست تو شکست

من چرا باز تو را می بخشم؟؟؟

به تو می اندیشم

به تو که غرق در افکار خودی

من در اندیشه افکار توام

قانعم بر نگه کوته تو

هر زمان در پی دیدار توام



تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 09:58 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(5)

گل سرخی برای محبوبم

جان بلانکارد " از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد .

او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ .

(بقیه داستان زیبا و جالب انگیز در ادامه مطلب)

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 | 09:41 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...6869707172...115صفحه بعد

.: Weblog Themes By VatanSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران