کلبـــــــــه تنهـــــــــــــــــایی!!!

(درانتهای نگاهت کلبه ای برای خویش خواهم ساخت تا مبادا در لحظات تنهایی ات با خود بگویی از دل برود هر آنکه از دیده برفت.)(هر گونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.)

چهل نامه کوتاه به همسرم(نامه دوم و سوم)



نامه دوم

بانوی بزرگوار من!

عطر آگین باد و بماناد فضای امروز خانه مان

و فضای خانه مان ، همیشه،در چنین روزی که

 روز عزیز ولادت پر برکت تو برای خانواده ی کوچک ماست... 

 

 

نامه سوم

بانو، بانوی بخشنده ی بی نیاز من!

این قناعت تو،دل مرا عجب می شکند...

این چیزی نخواستنت،و با هر چه که هست ساختنت...

این چشم و دست و زبان توقع نداشتنت،

و به آن سوی پرچین نگاه نکردنت...

کاش کاری می فرمودی دشوار و نا ممکن،

که من به خاطر تو سهل و ممکنش می کردم...

کاش چیزی می خواستی مطلقا نایاب،

که من به خاطر تو آن را به دنیای یافته ها می آوردم...

کاش می توانستم همچون خوب ترین دلقکان جهان ،

تو را سخت و طولانی بخندانم...

کاش می توانستم همچون مهر بان ترین مادران،

رد اشک را از گونه هایت بزدایم...

کاش نامه ای بودم، حتی یک بار با خوب ترین اخبار...

کاش بالشی بودم ، نرم، برای لحظه های سنگین خستگی هایت...

کاش ای کاش که اشاره ای داشتی،

 امری داشتی، نیازی داشتی، رویای دور و درازی داشتی...

آه که این قناعت تو ، این قناعت تو دل مرا عجیب می شکند...


 

[ چهارشنبه 27 دی 1391 ] [ 14:21 ] [ daftare-eshgh ]

[ ارسال نظر(8) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران