کلبـــــــــه تنهـــــــــــــــــایی!!!

(درانتهای نگاهت کلبه ای برای خویش خواهم ساخت تا مبادا در لحظات تنهایی ات با خود بگویی از دل برود هر آنکه از دیده برفت.)(هر گونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.)

نیلـــوفـــــرانــه 1

 


 


به کرم ابريشم فکر کن .

او تمام عمرش را روز زمين مي گذراند ، به پرندگان غبطه مي خورد

و از آنچه سرنوشت برايش مقدر کرده است ازرده خاطر است .

فکر مي کند : من منفورترين مخلوق عالم هستم ، زشت ،

چندش آور و محکوم به خزيدن روي زمين .

روزي مادر طبيعت از کرم مي خواهد که پيله اي بتند .

کرم وحشت زده مي شود . او تا آن روز هيچ پيله اي نتنيده است .

خيال مي کند که با اين کار ،

مقبره اش را مي سازد و خود را براي مردن آماده مي کند .

با وجود همه ناخرسندي اش از زندگي ، به خداوند گله مي کند :

خدايا ، حالا که به اين زندگي پست عادت کرده ام ،

مي خواهي تمام چيزهاي اندکي را که دارم از من بگيري ! با نوميدي

خود را در پيله محبوس مي کند و در انتظار سرانجام کار مي ماند .

بعد از چند روز متوجه مي شود که به پروانه اي زيبا بدل شده است .

مي تواند به آسمان پر بکشد و همگان او را تحسين مي کنند .

کرم ابريشم از معناي حيات و کارهاي خداوند حيران مي شود

0045B15D پروانه های متحرک 1

http://www.khavaranshop.com/ مطلب ارسالی از نیلــوفر آبــی عشـــــق http://www.khavaranshop.com/

 

[ دوشنبه 11 دی 1391 ] [ 19:38 ] [ daftare-eshgh ]

[ ارسال نظر(20) ]

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید