عشق در باغ ها نمی روید , عشق در بازار فروخته نمی شود .
هر آن که آن را می طلبد , شاه یا گدا , سرش را می دهد تا بستاندش .
چه بسیاری که کتاب های بزرگ را خواندند و مردند .
دو حرف و نیم در عشق . هر که میخواند , می آموزد .
باریک است را ه عشق . هرگز دو را در آن جای نیست .
تا من بودم خدا نبود . حالا که او هست , من نیستم .
کبیر میگوید : ابرهای عشق , باریدند روی من , قلبم را خیساندند ,
یک قلب تهی از عشق – باز هم , خدا چشیده نشده .
این گونه است انسان , در این جهان :
عروجش بی ثمر . برانگیخته , مجذوب با نام او –
قصه عشق ,ناگفتنی , هرگز گفته نشده است .
گنگ(رود مقدس هندیان) شیرینی را می چشد –
[ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 16:37 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(6) ]




