دوشیزه عشـــــــــق

“دوشیزه غم”! آیا وکیلم که شما را
“شادی” کنم تا هی نگریانید ما را؟!
آیا وکیلم من که زیر پلک هایم
یکسان کنم وضعیت آب و هوا را؟
در هر دو “قطب” چشم خود، یک بار دیگر
جاری کنم ، آب و هوای “استوا” را ؟
من خسته هستم ، خسته هستم ، خسته هستم!
( می فهمی آیا معنی این جمله ها را؟)
چون پا به پایت سالها گشتم تو حالا
مهر قبولم می کنی این “رد” پا را؟!
این بار می پرسم برای بار آخر
“دوشیزه غم ” آیا وکیلم که شما را…؟!
[ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 08:45 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(3) ]

