یکی سر شاخه نشسته بود و داشت از ته اره اش میکرد.
بهش گفتن مگه اون حکایت رو نشنیدی که...گفت درخت مال خودمه،
اره مال خودمه،سر و ته شاخه هم مال خودمه،به شما هم هیچ ربطی نداره.
افتاد زمین و ...ش پاره شد.اومدن بهش گفتن دیدی...
گفت هر چی پاره شده،مال خودمه به شما هم هیچ ربطی نداره.
ازش کلی خون رفت.بهش گفتن ازت خون...
گفت خون خودمه به شما هم هیچ ربطی نداره.
یکی گفت دوستانه یه سوال بپرسم راستشو میگی؟
گفت بپرس.گفت واقعا داری چه غلطی میکنی؟
جواب داد هیچی،سر مواضع و حرفام ایستادم!
موضوع بالا هیچ ارتباطی به انرژی هسته ای نداره... گفته باشم!

[ سهشنبه 28 شهریور 1391 ] [ 08:22 ] [ daftare-eshgh ]
[ ارسال نظر(1) ]
