“دوشیزه غم”! آیا وکیلم که شما را

“شادی” کنم تا هی نگریانید ما را؟!

آیا وکیلم من که زیر پلک هایم

یکسان کنم وضعیت آب و هوا را؟

در هر دو “قطب” چشم خود، یک بار دیگر

جاری کنم ، آب و هوای “استوا” را ؟

من خسته هستم ، خسته هستم ، خسته هستم!

( می فهمی آیا معنی این جمله ها را؟)

چون پا به پایت سالها گشتم تو حالا

مهر قبولم می کنی این “رد” پا را؟!

 

این بار می پرسم برای بار آخر

“دوشیزه غم ” آیا وکیلم که شما را؟!





تاريخ : سه‌شنبه 16 اسفند 1390 | 08:45 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(3)

از روی بد شانسی است یا خوش شانسی؟
در روزگاری کهن پیرمردی روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت.
روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند:
عجب شانس بدی آوردی که اسب فرار کرد!
روستا زاده پیر در جواب گفت:
از کجا می دانید که این از خوش شانسی من بوده یا بد شانسی ام؟
و همسایه ها با تعجب گفتند: خب معلومه که این از بد شانسی است!
هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت.
این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت همراه بیست اسب دیگر به خانه برگشت.
پیرمرد بار دیگر گفت: از کجا می دانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام؟
فردای آنروز پسر پیرمرد حین سواری در میان اسبهای وحشی زمین خورد و پایش شکست.
همسایه ها بار دیگر آمدند:
عجب شانس بدی.
کشاورز پیر گفت: از کجا می دانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام؟
چند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند: خوب معلومه که از بد شانسی تو بوده پیرمرد کودن!
چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدن و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمین دور دستی با خود بردند. پسر کشاورزپیر بخاطر پای شکسته اش از اعزام معاف شد.
همسایه ها برای تبریک به خانه پیرمرد آمدند:
عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد”

و کشاورز پیر گفت: “از کجا می دانید که .؟
نتیجه :
همیشه زمان ثابت می کند که بسیاری از رویدادها را که بدبیاری و مسائل لاینحل زندگی خود می پنداشته صلاح و خیرمان بوده و آ ن مسائل، نعمات و فرصتهای بوده که زندگی به ما اهدا کرده است ….
چه بسا چیزی را شما دوست ندارید و درحقیقت خیرشما در آن بوده وچه بسا چیزی را دوست دارید و در واقع برای شما شر است خداوند داناست و شما نمی دانید .

داستان ها و حکایات و سخنان اشو :به (وبلاگ یادداشت های یک دیوانه) مراجعه کنید




تاريخ : دوشنبه 15 اسفند 1390 | 17:33 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(5)

آزمون روانشناسی

شخصیت شما

تست سوپ :

____________________________________

روانشناسان معتقدند نحوه سوپ خوردن شما می‌تواند اطلاعاتی را در مورد شخصیت شما بیان کند. برای انجام این آزمون، یکی از گزینه‌های زیر را که با سبک معمولی سوپ خوردن شما بهتر تطبیق دارد انتخاب کنید:

 

الف – من با قاشق بزرگ سوپ می‌خورم.

ب – من با قاشق کوچک سوپ می‌خورم.

ج – من از توی لیوان دسته‌دار، سوپ را سر می‌کشم.

د – من از توی کاسه، سوپ را سر می‌کشم.

 

___________________________________________

 

انتخاب شما و تفسیر نتایج:

 

-

-

-

( برای دیدن جواب تست به ادامه مطلب بروید)

 




ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 15 اسفند 1390 | 17:22 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(1)

دیشب کسی مزاحم خواب شما نبود؟

آیا زنی غریبه در این کوچه‌ها نبود؟

آن دختری که چند شب پیش دیده‌اید

دمپایی‌اش -تو را به خدا- تا به تا نبود؟

یک چادر سیاه ِ کشی روی سر نداشت؟

سر به هوا و ساده و بی‌دست و پا نبود؟

یک هفته پیش گم شده آقا و من چقدر

گشتم ولی نشانی از او هیچ‌جا نبود

زنبیل داشت، در صف نان ایستاده‌بود

یک مشت پول خُرد نه آقا! گدا نبود!

یک خرده گیج بود ولی نه فرار نه

اصلاً به فکر حادثه و ماجرا نبود

عکسش؟ درست شکل خودم بودمثل من

هم اسم من و لحظه‌ای از من جدا نبود

یک دختر دهاتی و تنها که لهجه‌اش

شیرین و ساده بود ولی مثل ما نبود

آقا مرا دقیق ببین! این نگاه خیس

یا آن قیافه در نظرت آشنا نبود؟

دیشب صدای گریه‌ی یک زن شبیه من

در پشت در مزاحم خواب شما نبود؟

 



تاريخ : دوشنبه 15 اسفند 1390 | 13:19 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(3)

 

ابن سیرین را خبر کن !

 

روی پیشانی بختم خط به خط چین دیده ام

بسکه خود را در دل آیینه غمگین دیده ام

مو سپیدم مو سپیدم موسپیدم مو سپید

گرگ باران دیده هستم، برف سنگین دیده ام

آه یک چشمم زلیخا آن یکی یعقوب شد

حال یوسف را ببینم با کدامین دیده ام؟

آشنا هستی به چشمم صبر کن، قدری بخند

یادم آمد، من تورا روز نخستین دیده ام

بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود

ابن سیرین را خبر کن، خواب شیرین دیده ام.

 



تاريخ : یکشنبه 14 اسفند 1390 | 19:35 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(0)

برای تو که خود می دانی کیستی و چرا ...

 

آتشی که شوق زندگی را در دروازه های قلبم

فروزان کرد

چه زود خاکستر شد!

و خنديدم به روزی که عشق مرد ،

رفاقت مرد ،‌

و جای خاليش رو قدر نشناسی

گرفت و تنها جوابم اين بود که :

ميخواستی نکنی!!




تاريخ : یکشنبه 14 اسفند 1390 | 08:09 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(4)





دانستنی های جالب درباره زن ها

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .

-
یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد .

-
زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند  ....

(به ادامه مطلب بروید)



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 14 اسفند 1390 | 07:48 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(5)

علت چشم چرانی در مردان چیست؟

بررسی تنوع طلبی جنسی
با وجود اینکه ارضاء جنسی در اوج لذت جنسی صورت می پذیرد اما متاسفانه اکثر افراد در رابطه زناشویی با شریک خود نمی توانند این اوج را به حد کفایت برسانند و به بیان دیگر به طور ناقص ارضاء می شوند، لازمه ی ارضاء شدن به صورت کامل آن است که دو طرف پیش از برقراری رابطه ی جسمانی، رابطه ی عاطفی را تجربه کرده باشند.


بیش از ۶۰ درصد افراد در اکثر موارد به طور ناقص ارضاء می شوند، اما ....

(بقیه در ادامه مطلب)




ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 13 اسفند 1390 | 21:30 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(4)

من گنهكارم...

آري...

جرم من هم عاشقي ست

آري اما...!!!

آنكه آدم هست و عاشق نيست ، كيست؟

زندگي بي عشق

اگر باشد!

همان جان كندن است...

دم به دم جان كندن اي دل

كار دشواريست ، نيست؟



تاريخ : شنبه 13 اسفند 1390 | 16:37 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(3)

قبل از ازدواج

 

 مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم.

زن: ميخواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فكرش را هم نكن.

زن: منو دوست داري؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى ميكني؟

زن: منو مسافرت ميبري؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو ميزني؟

مرد: به هيچ وجه! من از اين آدما نيستم!

زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟

 

 بعد از ازدواج

همين متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوون.

 



تاريخ : پنج‌شنبه 11 اسفند 1390 | 21:28 | نویسنده : daftare-eshgh | ارسال نظر(1)

صفحه قبل1...8990919293...115صفحه بعد

.: Weblog Themes By VatanSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران